تبليغاتX
My Rainy Tomb - تو چي فكر ميكني‌؟!

My Rainy Tomb

به گذشته نبايد نيگاه كني چون مثل يه خوره وجودتو ميخوره؛ به آينده هم نبايد فكر چون در حسرت رسيدن به ارزوهات ميموني. ولي خب من به هر دوتاش هم نيگاه ميكنم هم فكر ميكنم، تقصير خودم نيست، به قول شاعر "كار دله"!‌ ولي خب از من ميشنوي چنين كاري رو هيچ قت نكن. خود داني

..............

چند روزي رفته بودم مسافرت. با مسافرت هاي قبليم كاملا متفاوت بود. چون در زمان فعلي يه چيزهايي رو درك ميكردم كه قبلا درك نميكردم. مثلا اينكه ادما چقدر با هم متفاوتن! فرهنگ ها! شعور ها! طرز لباس پوشيدن ها! زندگي كردن ها! غذا خوردن ها! آدامس جويدن ها! مسخره كردن ها! نيشخند زدن ها!‌ و خيلي چيزاي ديگه....

..............

توي همين مسافرت خوابيده بودم كه يهو گوشيم زنگ زد! منم هول شدم تا خواستم گوشيم رو بردارم افتاد زير تخت، منم كه كسل بود يه چرخ زدم كه گوشي رو بردارم كه يهو تلپ افتادم زمين. چيزيم نشد! آخه ميدونيد من خيلي قوي ام :D. اگه گفتيد كي پشت خط بود؟! نميتونيد بگيد كه چون نميدونيد! خودمم آخرش نفهميدم كي بود! خدا كنه مزاحم نبوده باشه چون اشكشكو در ميارم مگر اينكه زنگ بزنه و عذرخواهي كنه. از بحث فاصله گرفتيم! خلاصه تو همون وضع اسفناك گوشي رو برداشتم

طرف (دختر بود، صداشم قشنگ بود :D) : سلام، ببخشيد مزاحمتون شدم. شما آقاي مصطفي الهياري هستيد؟

يه نفس عميق كشيدم و گفتم : سلام، بله! بفرماييد، امري داشتيد؟

بعد طرف گفت كه از يه انجمني داره زنگ ميزنه! اسم انجمنه خوب يادم نيست يه همچين اسمي بود : انجمن چاقي!‌

-من از انجمن چاقي افراد تماس ميگيرم! ميبخشيد شما اضافه وزن داريد!؟

منم كه تازه از خواب بيدار شده بودم! اونم چه بيدار شدني با بد خلقي گفتم : نخير خانوم.

عزرخواهي كرد و گوشي رو گذاشت. منم بعد از اينكه فهميدم گوشي رو گذاشته گفتم : بابات چاقه :D

حالا ميدونيد تو اين وضعيت چي كفر آدم رو در مياره ؟ ها؟ نميدونيد كه! اينكه مامانت گير بده بگه تو مشكوك ميزني! اي خدا من دردمو به كي بگم :D


پ.ن 1: رفته بودم رامسر

پ.ن 2: خيلي چيزها در حال تغيير كردنه

پ.ن 3: جون هر كسي كه دوستش داريد ديگه به من نگيد كه "عاشق شدي" ،خواهش ميكنم! بابا به خدا من عاشق نشدم! مگه هركسي چهار تا چرتو پرت (با عرض پوزش از طرز تفكر بنده به خاطر به كار بردن كلمه چرت و پرت!)  تو وبش ميپرونه نشونه عاشق شدنشه! اي خدا.... :D

پ.ن 4: شايد با خوندن اين آپ فكر كنيد من چاقم! پس طرز فكرت رو اصلاح كن :D چون من چاق نيستم! جدي ميگم.

پ.ن 5: ما تو مدرسه يه تست در مورد وزن و اينجور چيزها داديم! شايد مشخصات من اشتباه ثبت شده باشه و طرف دلش سوخته و زنگ زده، چون اون يارو دكتره گفت "بدنت متعادله! قدت و وزنت و سنت به هم ميخوره".


+ Writed In 5 Jul 2009 By Mostafa |


White Tomb X

عشق را كودكان توپ به دست نميدانند
و من در بين انها خجل ميشوم
تا گل نرگس را در ميان دستانت بگذارم
و به سرخي لبهابت چفت شوم




Home
Email



Profile



Archive

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387



Census



My Favorite Music


My Friends

تک ستاره عاشق
دوست دارم سرما بخورم
تلخ ها و شیرین ها
خط خطي
شوق فرياد
چرت و پرت
پسر بهار
سیاهچاله
دو تا استار كوچولو
خانه متروک
جيـــــــــــــــــغ !
هرج و مرج در سیناپس ها
آلونك جغد نادون
مرگخواران
iMpaSse
تك درخت
دل نوشته هاي يك تنها
گل رزی که از لجن زار رویید
یک روز همه چیز تمام می شود
درياي من
Miss Mosbati
كليك رنجه بفرماييد..!
خاطرات یه پسر بد
اتاقم
تمام نا تمام من با تو تمام می شود...
نسيم
نوشته ها و خاطرات من
سايه
سونات مهتاب
just ME
هر کسی نغمه خود خواند
رویاهای کاغذی