تبليغاتX
My Rainy Tomb - خستم...

My Rainy Tomb

قاطي كردم باز...! گاهي وقتا دوست دارم ركيك ترين فحش هاي جهان رو به خودم بدم.

خسته شدم ديگه...بابا منم آدمم! دوست دارم زندگي كنم! زندگي.... ميفهميد؟ چيزي كه هيچ وقت طعمشو نچشيدم! واقعا نچشيدم. تا اومدم براي خودم كسي بشم، نذاشتن. رو مخم دو ميداني رفتن. هر چي چرتو پرت بود كردن تو اين لا مسب! به كي بايد بگم آخه من؟

همش موج منفي! همش جمع كردن گوه كاري هايي كه به خاطر يه سري چيزاي مزخرف به بار آوردم. دلم ميخواد زمان برگرده! برگرده به سالايي كه با آبجي كوچيكم سر اينكه كدوم كارتون قشنگه دعوا مي كرديم به سالايي كه هنوز فرشته ها رو دوست داشتم! آخه ميدوني الان دوسشون ندارم! چون بالا سرم واستادن، دارن گناهامو دونه دونه مينويسن. منم شوتشون ميكنم يه طرف كه برن گمشن، ولي زورشون از من بيشتره، كاري نميشه كرد! دوست دارم زمان برگرده به سالايي كه به خاطر مشق ننوشتن مدرسه نميرفتم. دارم از بين ميرم. خودم خودمو دارم از بين ميبرم. روحيه انجام دادن هيچ كاري رو ندارم. نميدونم، شايد يه مريضي روحي گرفتم، با نيگاه كردن به گذشتم قبطه ميخورم. ميگم كاشكي مصطفي ديروزيه بودم. هيچ كس نيست دركم كنه! يعني وقتشو ندارن كه دركم كنن. با همه متفاوت شدم! دارم ديوونه ميشم. شبيه معتادهايي شدم كه وقتي مواد بهشون نميرسه دوست دارن همه ي سدهاي جلوييشونو بشكنن وبه چيزي كه ميخوان برسن! ولي نميرسن.

آدما دارن ازم فاصله ميگيرن! همه ... بدون استثنا. ميدنم، مشكل از خودمه. 

ديگه حتي سهراب سپهريم نميتونه ارومم كنه

+ Writed In 28 Apr 2009 By Mostafa |


White Tomb X

عشق را كودكان توپ به دست نميدانند
و من در بين انها خجل ميشوم
تا گل نرگس را در ميان دستانت بگذارم
و به سرخي لبهابت چفت شوم




Home
Email



Profile



Archive

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387



Census



My Favorite Music


My Friends

IMM®l2†AL
تک ستاره عاشق
مشق تنهایی
تلخ ها و شیرین ها
خط خطي
شوق فرياد
چرت و پرت
پسر بهار
خانه متروک
جيـــــــــــــــــغ !
هرج و مرج در سیناپس ها
آلونك جغد نادون
iMpaSse
تك درخت
گل رزی که از لجن زار رویید
یک روز همه چیز تمام می شود
درياي من
Miss Mosbati
اتاقم
نسيم
نوشته ها و خاطرات من
just ME
هر کسی نغمه خود خواند
رویاهای کاغذی