تبليغاتX
My Rainy Tomb

My Rainy Tomb

گاهي وقتا قلبت اونقدر سياه ميشه كه با ديدن ناراحتي يه قلب سفيد معصوم گريت نميگيره ! اين حس بدترين حسيه كه يه قلب ميتونه نسبت به همنوعه خودش داشته باشه .
گاهي وقتا اونقدر وجودت از گرماي ديگران گرمه كه سرما رو احساس نمي كني ولي وقتي كه وجودت رو سرماي ديگران دربر بگيره اونوقته كه حتي آتش جهنمم نميتونه گرمش كنه .
گاهي وقتا يه چيزو اونقدر زيبا ميبيني كه زشتي درونشو فراموشي ميكني و اين ضربه ي بزرگيه واسه زيبايي درون تو .
گاهي وقتا تابستونارو اونقدر دوست داري كه وقتي پاييز مياد از ديدن پاييز لذّت ميبري .
گاهي وقتا زيبايي رو اونقدر دوست داري كه زشتي رو فراموش ميكني تا زندگيتو در بر بگيره .
گاهي وقتا ميگي اي كاش ميمردمو اين گاهي وقتارو نمي گفتم.
اونوقته كه روح وجودت،گرماي درونت،احساس سردت‌ و عشق مبحوس شده تو قلبت ميگه كه تو مردي چون من مردم .

+ Writed In 17 Sep 2008 By Mostafa |



+ Writed In 14 Sep 2008 By Mostafa |


White Tomb X

عشق را كودكان توپ به دست نميدانند
و من در بين انها خجل ميشوم
تا گل نرگس را در ميان دستانت بگذارم
و به سرخي لبهابت چفت شوم




Home
Email



Profile



Archive

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387



Census



My Favorite Music


My Friends

تک ستاره عاشق
دوست دارم سرما بخورم
تلخ ها و شیرین ها
خط خطي
شوق فرياد
چرت و پرت
پسر بهار
سیاهچاله
دو تا استار كوچولو
خانه متروک
جيـــــــــــــــــغ !
هرج و مرج در سیناپس ها
آلونك جغد نادون
مرگخواران
iMpaSse
تك درخت
دل نوشته هاي يك تنها
گل رزی که از لجن زار رویید
یک روز همه چیز تمام می شود
درياي من
Miss Mosbati
كليك رنجه بفرماييد..!
خاطرات یه پسر بد
اتاقم
تمام نا تمام من با تو تمام می شود...
نسيم
نوشته ها و خاطرات من
سايه
سونات مهتاب
just ME
هر کسی نغمه خود خواند
رویاهای کاغذی